الشيخ رسول جعفريان

786

رسائل حجابيه (فارسى)

و شكى نيست كه اين مدارس بر فرض آن‌كه مفسده‌اى نداشته باشد ، تضييع عمر است . چون شاگرد تا طفل است ، مادر و پدر براى شيطنت نكردن و راحتى خود او را به مدرسه مىفرستند و نظرى به تربيت او ندارند . فقط خوشحال‌اند كه در خانه نيست تا اذيّت و شيطنت كند ؛ و چون بزرگ شد و بعضى اصطلاحات را ياد گرفت ، اگر پدرش مال‌دار است ، مبلغى رشوه به مدير داده مىشود تا آن مدير كارى كند در امتحان رفوزه نشده و ناجح معرفى شود . بعد از چندى ، مبلغى ديگر مىدهد و خود را ديپلمه و جزء امتحان شده و مستخرجين از مدرسه معرفى كند ؛ تابلو گرفته ؛ پس او را به جان مردم مىاندازند . خدا نخواسته اگر قلم‌زن باشد با اين اخلاق و روحيّت و عدم ديانت ، هر روزى چه قدرها حقوق مردم را پايمال ؛ و اگر طبيب شود ، هر روزى چه قتل نفس‌ها مىنمايد ؛ و اگر مدير روزنامه و يا جزء مأمورين دولت گردد ، فعلى المسلمين و الاسلام و الدوله و الملّة و المملكة ، و السّلام . فرنگيس خانم گفت : بىبى ! شما به حمد اللّه يگانهء عصر و عالمه دهر خود مىباشى ؛ چگونه از خصوصيات اين مطالب و دقايق اين اوضاع عصرّيه به اين خوبى مطّلع مىباشى ؟ بىبى عين الحيات فرمود : امروزه اين جماعت از رجال و نسا كه طرفداران بىحجابى و از احرار و آزادى طلبانند ، تمام تربيت‌شدگان در مدارس جديدهء بيست و يا بيست و پنج سال پيش‌اند كه در مدارس صورتا براى اغفال مردم يك اسمى از ديانت و قرآن و اسلام بود ، و يكى دو زنگ لااقلّ درس دين و شرعيات جزء پروگرام هر مدرسه قرار داده بودند ؛ خدا به فرياد مدارس امروزه برسد كه به جاى شرعيات رقص و موسيقى و فوتبال و غيره آمده ؛ به خدا قسم ! گمان نمىكنم عقبات وخيمهء اين تربيت بنين و بنات امروزه بر احدى مخفى باشد . از چنين مدارسى كه براى تربيت اطفال ما تهيّه شده ، مخصوصا دختران سادهء بىشعور ناقص چه انتظارى است . بديهى است كه يكى از نتايج اين نحوه تربيت بالمآل فساد حال و اختلاط و آميزش با جوانان و رجال متجدّد عصرى خواهد بود كه يكى از ثمراتش مرض سوزاك و سفليس است كه نسل آتيهء بشر را منقرض مىكند . سفليس زحمات چند ماههء مادران را در نگاهدارى طفل در رحم هدر داده و دو و يا سه ماهه سقط مىكند . سفليس جوانان زيبا را از پا در مىآورد . سفليس نوعروسان را منفور ساخته و در حجله‌گاه گور مىخواباند و چشم‌هاى شهلا را كور و مغزهاى دانا را بىشعور مىنمايد . سفليس قطع نسل و باعث پايمال شدن شرافت خانوادگى و كندن ريشه و اصل است ؛ و شيوع اين امراض مقاربتى نيست مگر در سايهء بىحجابى و آزادى زنان ، و تأسيس تئاترها و سينماها و اختلاط و حشر مردان پست‌تر از هر حيوان با زنان . و دليل بر اين مدّعا همانا جزء محسوسات و امرى است وجدانى ؛ زيرا چهل سال قبل كه زنان محفوظه در حجاب